خرید بک لینک

قضیه طراحی لباس های المپیک بالاخره فیصله پیدا کرد. در این مورد دوتا نکته تو ذهنمه که بگم:

1- این فرایند انتخاب لباس و طراحی قشننننگ فرایند تصمیم های مدیریتی در کشور رو نشون میده. واسه همینه که در اکثر امور کج سلیقگی و اعوجاج دیده میشه.

داستان طراحی اولیه که هیچ. معلومه داستان از چه قراری بوده و نیازی به توضیح نیست!!

اما در مورد طرح کامران بختیاری، لباس هایی که اول در شبکه های اجتماعی به نمایش درومد خیلی خوش استیل و قشنگ بودند اما خب طرحی که در نهایت با رایزنی با کمیته المپیک ادیت شد و انتخاب شد هیچ شباهتی به لباس های خوش فرم اولیه نداشت. هرچند از قبلی ها خیلی بهتره.

این مشتی نمونه خروار بود که چطوری یک طرح, حالا هر طرحی, وارد سیستم اداری و تصمیم گیری دولتی میشه و بعد مورد ادیت های ناشیانه منطبق بر برخی اصول نانوشته میشه, داغون میشه و واسه اجرا میاد بیرون. مثلا قطع یقین به آقای بختیاری گفتن آقا خانم ها دامن نپوشن. مانتوی بلندی باشه که تا پایین پا بیاد. بالاخره میشه حدس زد پشت اون میزی که این تصمیم ها اتخاد شده کیا نشسته بودن و حرف کی برش بیشتری داشته. این بنده خدا هم خب چیکار میتونه بکنه.

2- نکته بعدی هم اینکه بنظرم چون بی اعتمادی شدیدی نسبت به مسئولین در بین مردم وجود داره فرقی نمی کرد از اول چه طرحی بیرون میومد. قطعا اگه طرح های کامران بختیاری اول بیرون میومد ملت اول واسه اون جک میساختن و مسخره میکردن. بعد که طرح دیگه ای اصلاح می شد و بیرون میومد اون رو تحسین میکردن. یعنی بنظرم طرح و پروژه فرع قضیه اس. شما وقتی دلت از یکی پره واست گل هم که بیاره آزازدهنده اس. الان مردم این حس رو دارن که دولتی ها که اینکاره نیستن رفتن یک طرح خز زدن, ما به دولتی ها فشار اوردیم که نظر ما اعمال بشه و چیزی که ما میخواستیم شد و این حس خوبی میده.

نوشته شده توسط همسرم در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۳ ساعت 20:21 موضوع | لینک ثابت

برچسب: نویسنده: شیدا کاشانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 23:37

صفحه بندی