امروز پنج جون 2017 و مامان و بابام روز دو جون رسیدن هیوستون. رفتم دنبالشون و الان لابک پیش ما هستن. خیلی باور نکردنیه که پدر و مادرت یکروز تو آمریکا پیشت باشن و تو خونه ات ازشون پذیرایی کنی. شبنم بشدا هیجان زده اس.
خیلی نگران بودم که از آمریکا خوششون بیاد یا نه. چون اگه خوششون نیاد تبعاتش همیشه با ما و از همه بدتر با خودشون خواهد ماند. تاحالا که خوششون اومده و متوجه شدن اوضاع ما تو امریکا اونقدرها هم که فکر میکردن بد نیست. روز قبل اومدنشون خونه مون رو هم عوض کردیم و یک دو خوابه گرفتیم رو به دریاچه و پارک. خیلی عالیه. هم منظره و هم خونه دوخوابه.
تو همین حین و بین سجاد هم خبر داد که واسه تو دکترا تو دپارتمان ما پذیرش گرفته و داره میاد لابک. بعد از مدتها دوباره پیش هم خواهیم بود
نوشته شده توسط همسرم در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۱۵ ساعت 20:42 موضوع | لینک ثابت
برچسب:
نویسنده: شیدا کاشانی